تبليغاتX
دل تنگ - سلامی 2باره با سینه ای سرشار از عشق
عاشق نشو

۝ از سينه تنگم دل ديوانه گريزد
ديوانه عجب نيست كه از خانه گريزد

 

۝ عاشقي پيداست از زاري دل
نيست بيماري چو بيماري دل

 

۝ ديوانه كرد آرزوي وصل او مرا
از سر برون نمي‌رود اين آرزو مر

 

۝ آنكةعاشقانةخنديدخندهاي منودزديد
پشت پلك مهربوني خواب يك توطئةميديد

 

۝ توراميبينم وميلم زيادت ميشود هردم
توراميبينم ودردم زيادت ميشود دردم

 

۝ نيازارم ز خود هرگز دلي را
كه مي ترسم در آن جاي تو باشد

 

۝ گر بي خبر آمديم به كوي تو، دور نيست
فرصت نيافتيم كه خود را خبر كنيم

 

۝ از سوز محبت چه خبر اهل هوس را
اين اتش عشق است نسوزد همه كس را

 

۝ آورم پيش تو از شوق پيام دگران
گويمت تا سخن خويش به نام دگران

 

۝ گاه گاهي به من ازمهر پيامي بفرست
فارغ ازحال خود و جان و جهانم مگذار

 

۝ غمي خواهم كه غمخوارم تو باشي
دلي خواهم كه دل آزارم تو باشي

 

۝ گر نرخ بوسه را لب جانان به جان كند
حاشا كه مشتري سر مويي زيان كند

 

۝ گرچه هرلحظه زبيداد تو خونين جگرم
هم بجان توكه ازجان بتو مشتاق ترم

 

۝ غير از غم عشق تو ندارم , غم ديگر
شادم كه جز اين نيست مرا همدم ديگر

 

۝ زدرد عشق توبا كس حكايتي كه نكردم
چرا جفاي تو كم شد؟شكايتي كه نكردم

 

۝ تو كيستي،كه اينگونه،بي تو بي تابم؟
شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم

 

۝ بشنو از ني چون شكايت ميكند
از جداييها حكايت ميكند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 3:25  توسط حامد منافی   | 

 





Powered by WebGozar